الشيخ محمد آصف المحسني
36
مباحث علمى دينى (فارسى)
را ندارند ، يكى ديگر از آثار فلاكتبار استعمار فرهنگى مىباشد . اعلاميه جهانى حقوق بشر اولين نقص آن اين است كه براى انسان مادى صرف ، حقوقى را بيان داشته كه نظر ماديين را تامين مىكند و به نظر دينداران جهان و فلاسفه كه انسان را مركب از ماده و روح مى دانند غلط و اشتباه است . و بر اين اساس مسلمانان جهان نمىتوانند به مواد اين اطلاعيه ملتزم بگردند و لذا كانفرانس اسلامى حقوق بشر را به نحو ديگر تبيين كرده هر چند در عمل اكثر دولتهاى كشورهاى اسلامى از ترس غربيها سخن از اعلاميه حقوق انسان غربى مىزنند و از اعلاميه كانفرانس اسلامى خود تغافل مىورزند . بهر حال همانگونه كه در بعضى از كتابهاى ديگر خود گفتهام ، انسان تعريف واحد متفق عليه ندارد ، و از نظر ماركسيزم و داروينسم و هندويزم و فلاسفه و ماديين و اديان بزرگ ابراهيمى جهان تعاريف مختلفى دارد و لذا نمى شود كه مسلمانان اعلاميه جهانى حقوق بشر را كه براى موجودى فزيكى فاقد روح و قطع نظر از مخلوقيت او به اراده خداوند جهان تدوين شده ، بپذيرند ، و تحميل آن بر تمام كشورها يك نوع زورگويى و تهاجم عريان فرهنگى به حساب مىآيد . و حقوق اين دو انسان تفاوتهاى زيادى دارد ، هر چند كه مشتركاتى هم دارند . توقع از دينداران جهان كه براى پيروى از اعلاميه جهانى حقوق بشر دست از مقررات و دستورات دينى خود بردارند تا حدود زيادى طفلانه است كه ناشى از غرور و تكبر است .